که یک سویش بوود باده، دگر سویش گلاب ناب
بپرسیدم که ای پیرا، بگو طریق این حکمت
چرا هست یک طرف باده ، دگر سویش گلاب ناب
بگفتا پیر مستان جمع، نوازید تار ، بگیرید شور
همه مست زمانی که باشید، پیش ان یارب
که گر باشید پیش او، ببینید قدرت یارب
که گویید ان زمان یاران، که نوشید باده یا معجون
خدایا پیر ما گفت او، که هست طریق این حکمت
که گر بینیم عذاب او ، به رخ زنیم گلاب ناب
که گر دارد برای ما،بدارد رحمتی گوییم
بده جام می اندر ما، بگردیم گرد پیمانه
گلاب پیر مستان را، ببردم گرد میخانه
طواف دادم وجودش را ، قسم خوبان دنیارا
که یارب مستی ام هردم ، که یارب ساقی ام شادان
که یارب عفو تو بر ما، در این دنیا و ان دنیا
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی