جواهرات پای تو، موسیقی ذهنم شده
خدای مستان را بگو، موهات مثال شمع شده
موهات مثال چون شمعی، پروانه ی جانم شده
هر لحظه آتیش میزنه، رقص پاهای بانویم
ببین که من دیوونه ام، اندام تو مستم شده
موهای اینقدر سیاه، لب های گل اناری ها
ببین وفای من برات، عربده ی ساقی شده
چشات چه زیبا قلب من، در تپش هزار شده
آن قلب یار می شکند، مستان همه دعا شده
بگو که افسون میکنی، جام می از باده ی ناب
ببین سحر برای من، نماز بانویم شده
تویی که من غبار غم، بردم قرار از هر دلی
رندان میگن برای من، پیر شما چه کس شده؟
در نهان خانه ی پیر، هر کس مرید ما شده
زنگار کژ روی چرا، در کوی ما ، چه پاک شده
تو یارمی، رندانه ام، تویی که من مستانه ام
آن نسترن در کوی یار، آفتاب کویش، ما شده
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی