خرید بک لینک
چقدر صافی و خوش رقصی، دیوانه از، آن وصل تو

علم بگویند یار ما، فدای زلف موی تو

صاحب دلان نگاه تو، آن غافلان حسود تو

آن هندوی زمانه از، از دلبریت عاشق تو

بتان جنون از روی تو، آن آسمان نگاه تو

جنبندگان رو زمین، هر لحظه عاشق تر ز تو

چون که زلال است روی تو، آن حوریان عاشق تو

طبع تو را پیر بگفت، این یارت هست تابان تو

آن عاشق مجنون ز تو، تعجب از آن صافی تو

بگو به من میدانی که، فالت عجیب، طالع تو

آن لحظه ی عریان تو، دلبر مست، جنون تو

ببین که من دیوانه ام، زان مستی اندام تو

ای یار نازنین ببوس آن بوسه ام لبای تو

وقت سحر بگو به من، دیوانه ی کرشمه تو

دلبر جان، آن جام می، عاشقی جز آن زلف تو

هستم که من هر شب فدات، کعبه ی عشق وجود تو

پیر زمان بگفت به ما، آن حیله ها در راه تو

لشکر مستان زمان، شمشیر کشان جام تو

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:46 توسط سید مهدی نبوی نژاد منشاد |

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

صفحه بندی