خرید بک لینک
شب رویای عشقم را، برفتم گرد میخانه بذاشتم سر به دیوارش، هزار دعای آن دیدهبگفتم عشق دهی یارم؟، بده یار سبک بالم نشینم پیش رویش من، شوم مست هزار باده کنار یار، چه عریانم، کنار یار، عجب مستم تویی آن عافیت هستی، دهی جام هزار ساله نشان ده رقص اندامت، نشان ده پیچش مویت نشان ده هرزگیت را، به پیش یارت هر شبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

حور پری چهره ی ما، وجود خوش نقش و نگار آن نکته های دلکشت، زنجیر موی گیسویت آن تاب گیسوی موهات، مرا چون شمع آتش زده دماغ و کبرم قطع شده، آن حال خوش به ما شده زلف موهات مستم بکرد، قوت و حال هر شبم کمند ابروی رخت، صفای همت شبا نیاز من افسون شده، جمال من چون نور شده صحبت یارم را بگو، صحبت دوستان، قطع شدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

یار که ره میروی از، مانند کبک خوش خرام جواهرات پای تو، موسیقی ذهنم شده خدای مستان را بگو، موهات مثال شمع شده موهات مثال چون شمعی، پروانه ی جانم شده هر لحظه آتیش میزنه، رقص پاهای بانویم ببین که من دیوونه ام، اندام تو مستم شده موهای اینقدر سیاه، لب های گل اناری ها ببین وفای من برات، عربده ی ساقی شده چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

در بررسی اجمالی تاریخ به ذکر دو نکته در مورد گذشته بسنده می کنم آیا می دانستید امت هایی در گذشته بوده اند که از هر کس به دلیلی خوششان نمی آمده برای فرد طریقه قتل یا کشته شدنشان را با جزئیات ابتدا به فرد توضیح می دادند و در فرصت مناسب آن کار را عملی می کردند حتی مکان کشته شدنشان را برای افراد مشخص مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

جود و کرم برای یار، آن جام وصل برای ما در عیش تو هر دم که من، دیوانه از دیوانگیت دیوونه ی چشای تو، شکر به یار کوی تو آن غایت شکر بوود، خدمتگزار کوی تو دنیا بوود دیوانه ات، دیوانه از چشای تو آخر چقدر ماهی تو که، دیوانگان حسود تو حال تو را در این زمان، فیض بده یاران او گویم به تو تا به ابد، خدمتگزار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

دلم گشاده از لبت، مست شراب آن رخت آن غم فسون آید دمی، نگاه قد قامتت صبح است بنفشه بوی خوش، زمین مثال نو گلی در دست یار من که هست، پیاله ای در دست تو ای یار من گویم به تو، وقت سحر وصال تو آن لحظه ی نیاز تو، در بندگی شراب تو وجود یار و موی تو، برده غم از آن جان تو نی در سحر می خواند برام، از سوز عشق کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

چقدر صافی و خوش رقصی، دیوانه از، آن وصل تو علم بگویند یار ما، فدای زلف موی تو صاحب دلان نگاه تو، آن غافلان حسود تو آن هندوی زمانه از، از دلبریت عاشق تو بتان جنون از روی تو، آن آسمان نگاه تو جنبندگان رو زمین، هر لحظه عاشق تر ز تو چون که زلال است روی تو، آن حوریان عاشق تو طبع تو را پیر بگفت، این یارتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

رخ چون بت یارم، فسرده ز زنگاران نشستم پیش معشوقه، که آرامش دهم جانان بگفتا آرزوی دل، بگفتا آن غم چهره خدایا مردم از اندوه، زدم پیمانه ای رندان که گفتم من که مستم یار، که گفتم می بنوشی یار بگفتا من همان هستم، که هستم بی خراباتان گلاب پیر مستان را، بخواندم وردی پیش آن بگفتم پیر مستان هم، نظر سوی نگار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

بدیدم پیر مستان را ، نشسته دف نوازان جمع که یک سویش بوود باده، دگر سویش گلاب ناب بپرسیدم که ای پیرا، بگو طریق این حکمت چرا هست یک طرف باده ، دگر سویش گلاب ناب بگفتا پیر مستان جمع، نوازید تار ، بگیرید شور همه مست زمانی که باشید، پیش ان یارب که گر باشید پیش او، ببینید قدرت یارب که گویید ان زمان یارانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

بدیدم پیر مستان را، نشسته سر به غم کرده بگفتم پیر ما، دردم، از آن درد غم کویت بگفتا پیر مستان من، بگرد، عاشق دوران را بیار ، به بالینم که من، دردم رها از کوی غم گشتم بدیدم عاشقی، گذاشته سر به آسمان مجنون شده از درد یار، شب به سحر دعای یار بردم به پیش پیر خود، گفت، دعایی بحر من قند و نباتی بحر او، دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 19:43

آهای نرگس و سوسن بگیر خار برونت نشان ده گردش شهر تمام، عاشق یاران محبوبه ی شهر و دیار جنگلای کران کران غزال زیبای زمان یارا بیار، خانه ما آن کام شیرین لبان آهوی هر دشت و دیار کبوترای این جهان عاشق یارانا بیار آغوش مادرانه را مهر پدرهای جهان دود بخور ساحران آن عاشقان، بده به ما شکاف کن، صخره ها میوه بده زمین به ما طلا و زر برای یار سلام من به عاشقان دود کنید کندر و عود نشان دهید گوهران تراش دهید در گران یارا بیارین پیش ما بخوان ترانه خان ما ای شاعران، ترانه ها نشان بده بت زمان خوشا به حال عاشقانادامه مطلب

برچسب: سلام من به تو یار قدیمی,سلام من به تو یار قدیمی حدادیان,سلام من به تو, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: سه شنبه 7 دی 1395 ساعت: 5:36

هم قسم شبای، این وطن جهان بیا گوش بده حرف من از عاشقی میگم برات جان من عاشقانه میگم برات حرف وطن دور بشم از اصل خود، ای زمون گریه کنم واسه برای این وطن دنیا را عاشق بکنم جان وطن بشم عزیز دل برای این وطن به یاورم بگم که تو بهترین که باورم باور کنه عاشق ترین پر پر کنم یاد زمانهای قدیم عشق همه دوران شوم جان زمین نه زرد نه قرمز و سیاه این بشر بلکه سفید عالمه این وطن چراغ عالمم برای این بشر تو خلوتم فکر بزرگی بشر غریبه ها بگین شما به ما وطن صدای قلب ما برای این وطن عشق همه مردای پاک این وطن تو خلوتا وطن وطن وطن وطنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 13:54

قرار است یک اثر بسیار فاخر که قلب ها، دل ها و چشم ها را مجذوب خود کند بزودی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تولید شود.این خبر نیمه شب گذشته توسط شبکه بین المللی خبر به استحضار عموم رسیده است.

بسیار سربلند باشید- خسته نباشید.

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 13:54

تو زهره جان ستاره ی نام و نشان لبخند بزن به دنیا بگو تو از ستاره ها شقایق های ایران معجزه های دوران! درد منو دوا کنید محبت، آشکار کنید آرزوی زمونه ستاره های ایران تمام مهربونی برای این عزیزان دور بشو غصه که از آرزوها نشون بده مجزه ها، هویدا ستاره های ایران مستی ببار تو دنیا داره که این زمونه شقایق های ایران ستارگان ایران ستاره های ایران دارن هوای جاده آهای صدای فردا ستاره های ایران ستاره های ایران اون عاشقای ایران اونا که عشق امروز اونا که عشق فردا جدا بشو غم که بگم زمونه عاشقت شده یه دنیا عشق اینجا ستاره های ایران آرزوی فردای ما دیدن ایادامه مطلب

برچسب: تمام حرف من,زیبا تمام حرف من این است,تمام حرف من این است,تمام حرف های من, نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 13:54

میگم برات که دنیا زمونه ی عجیب ما دل دیوونه، اینجا آتیش رقص آفتاب نکن که اینقدر آزار دلم در التماسه دل دیونه ی تو دائم در اشتباهه تو خوابی یا بیداری شیطون بلا کجایی! هنوزم اشتباهی دشمن جون، پناهی پناه برای تو که حرص و طمع فراوون شاه و گدا رفتن اما بمون تا دنیا تمام حرف اینجا هیچی که نیست خدایا یه دنیا حرف اینجا مستی نباره دنیا! چه عشقیه اون روز بگو حیا ای دوست کجا فکر شرابه نخور غصه که خوابه گردش گردون زمون هیچی نداره ای زمون لبخند بزن تو دنیا معجزه ها که اینجا چه جوری اینجا را بگم رقص شکوفه ها بگم! امون بده که دنیا ببین گل بهاران از دست غم رهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حکیمی تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 13:53

صفحه بندی