زمونه ی عجیب ما
دل دیوونه، اینجا
آتیش رقص آفتاب
نکن که اینقدر آزار
دلم در التماسه
دل دیونه ی تو
دائم در اشتباهه
تو خوابی یا بیداری
شیطون بلا کجایی!
هنوزم اشتباهی
دشمن جون، پناهی
پناه برای تو که
حرص و طمع فراوون
شاه و گدا رفتن
اما بمون تا دنیا
تمام حرف اینجا
هیچی که نیست خدایا
یه دنیا حرف اینجا
مستی نباره دنیا!
چه عشقیه اون روز
بگو حیا ای دوست
کجا فکر شرابه
نخور غصه که خوابه
گردش گردون زمون
هیچی نداره ای زمون
لبخند بزن تو دنیا
معجزه ها که اینجا
چه جوری اینجا را بگم
رقص شکوفه ها بگم!
امون بده که دنیا
ببین گل بهاران
از دست غم رهایی
لبخند بزن به اینجا
آرزوهات بگو جان
تو نه غم و نه دردی
می خونم واسه ی تو
تو که شکستن دلها
تو که تموم قرن ها
هستی غذاب قرن ها
تو را شکستن ای دوست
با اون کلام زشتها
خدا بدونه که تو
هستی رفیق ماها
بزن که تو لبخند
بخند به روی دنیا
شادی برای دوستان
شراب برا رفیقان
چه حرفها که میگفتن
یادت بمونه حرفها
یادت بمونه دنیا
شراب برای تو یار
برچسب:
نویسنده: کامران حکیمی