دلا ای پارسای دور اندیش
به چه می اندیشی ای شیخ دراویش
بگفتا دیدم جوانی در زمانه
که نه کار داشت و نه علم و نشانه
بپرسید شیخ حق چیست ای جوانه
بگفتا حق پول است ، پول وای بر زمانه
تامل کرد پارسا و شنید حرف آن نگاره
بزد بر سر، نگاه کرد بر زمانه
بگفتا ندیدم زمانی پست تر از این زمان
جوان فکر پول است پول است وای بر زمان.
برچسب: شعر یک یه دوستی داشتم,شعر یک یه خط راسته,شعر یه روز یه آقا خرگوشه,شعر یه روز یه باغبونی,یه شعر زیبا برای یه دوست,شعر یه مدینه یه بقیعه,
نویسنده: کامران حکیمی